روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

204

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

جهت راهنمايى ما بيايند . سرانجام به لطف و كرم خدا به دهى بنام على آباد رسيديم و آن بعد از ظهر را آنجا بانتظار كاستن تندى باد لنگ كرديم و تنگ غروب به راه افتاديم و به دهى ديگر بنام « اوش » « 1 » رسيديم . درينجا باسبان ما جو دادند . همانشب بار ديگر سوار شديم و به راه افتاديم و از بسيارى از دهات كوچك كه در ميان بيشه‌ها بودند گذشتيم و دوشنبه بامدادان كه مصادف بود با هجدهم اوت به شهر بلخ رسيديم * . اين شهر بسيار بزرگ است و گرداگرد آن خاكريزى است كه سى گام پهنا دارد . ديوار شهر كه برين خاكريز مشرف است اينك در بسيارى از نقاط شكسته و ويران گشته است . اما در داخل اين ديوار دو ديوار ديگر بموازات اولى وجود دارد كه شهر را حراست مىكند . در فضاى موجود بين خاكريز و اولين ديوار شهر هيچ خانه‌اى نيست كه كسى در آن خانه داشته باشد . زمين آنجا تقسيم شده و براى كشت پنبه به كار ميرود . در فضاى اين ديوار دوم و سوم خانه‌هايى ساخته شده است ولى جمعيت آن چندان نيست . در فضاى داخل ديوار سوم يعنى در مركز شهر جمعيت فراوان است . از همهء شهرهايى كه درين قسمت ديديم ، ديوار سوم يا ديوار داخلى شهر بلخ از همه محكمتر بود و نيز با توجه و دقت از آن نگاهدارى و مراقبت ميشد . در بلخ از ما با احترام تمام پذيرايى كردند و براى ما خوراك فراوان و شراب بسيار خوشگوار آوردند و نيز بما اسب و خلعت ( زربفت ) دادند . روز سه شنبه از بلخ به راه افتاديم و شب را بر سر راه در دهى مانديم . چهار شنبه در شهرى كوچك ناهار خورديم و شب را در هواى آزاد خوابيديم پنجشنبهء بيست و يكم اوت به كنار رودخانهء بزرگ آمو ( كه نام فارسى جيحون است ) رسيديم . اين يكى از رودخانه‌هايى است كه ميگويند از فردوس سرچشمه ميگيرد * . پهناى اين رود درين نقطه يك فرسخ و نيروى جريان آن بسيار بود . رود مزبور از دشت پهناورى ميگذرد و آب آن گل آلودست . در زمستان

--> ( 1 ) - Oosh